اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند، من دانم، داند دل من

 

   سلام

   هنوز باورم نمیشه.

    یعنی نمیتونم باور کنم.

    همش به خودم میگم یعنی من، یعنی من لایق این سفر هستم.

    آخه من که رو سیاهم، من که  سرم همیشه از خجالت پایینِ.

    من که همیشه به خودم میگفتم: شما خجالت میکشی که یه همچون

 شیعه ای مثل من داری.

    هنوز باورم نمیشه امام حسین(ع) طلبیدم.

    هنوز باورم نمیشه میخوام برم جلوی ضریح امیرالمومنین(ع) زانو بزنم.

    هنوز باورم نمیشه قراره تو بین الحرمین قدم بزنم.

    هنوز باورم نمیشه قرار نگام بیافته به ضریح حضرت عباس(ع).

   اگه خدا بخواد پنج شنبه عازم سفریم. سفر کربلاست و عراق هم نا امن

    اما ندهم چنین غمی را به هزار شادمانی

    لایق باشم نائب الزیاره خواهم بود .

   اگه برگشتنی بودم از حال و هوای اونجا مینویسم.

   فقط: حلالم کنید خوبی بدی بوده اگه گاهی با کامنتم ومطالبم اذیت کردم

   حلالم کنید و برام دعا کنید، دعا کنید با معرفت برم زیارت.

 

 

 

 

+  تاریخ بیستم آذر ۱۳۸۷ساعت  22نویسنده زهرا_ض |