سلام من زهرا_ض هستم. دانشجوی تربیت مربی کودک ** روز اومدنم به زمين بيست و چهارمين روز از دومين ماه تابستونه، يعني 24 مرداد. ** متولد تهران هستم و تهران زندگي ميكنم.و اگر روزی قرار باشه به جز تهران محل دیگه ای رو برای زندگی در نظر بگیرم عاشق همسایگی با امام رضا هستم. بدون شک میرم مشهد که معدن آرامش ِ! ** ايران رو خيلي دوست دارم چون به نظر من هيچ جا آفتابش پرمهر تراز اينجا، مهتابش درخشان تر از اينجا و مردم مهربون تر از اينجا رو نداره. ** بهترين جاي دنيا كه قشنگ ترين آرامش رو به آدم ميده بين الحرمين، هم در كربلا و هم در مدینه! خدا قسمتم کرد و امام حسین طلبید پاییز 87 به همراه خانواده رفتیم کربلا! و این شد بهترین سفرم. دربین اماکن زیارتی که رفتم به نظرم هیچ جا غربت سوریه رو نداره. حضرت زینب و حضرت رقیه خیلی غریبن. وقتی آدم میره حرم حضرت زینب و میبینه کل حرم اندازه ی مسجد محلشون ِ خیلی دلش میگیره! ** اوقات بیکاری رو یا با کامپیوتر میگذرونم یا کتاب میخونم.عاشق کتاب خوندنم. ** فصل های سال برام فرقی ندارن. یعنی به نظرم هرکدوم از فصل ها زیبایی خاص خودشون رو دارن هم صدای خش خش برگ های پاییزی زیر پا رو دوست دارم هم سفیدی و یک دستی زمستون و هم گرمای تابستون و هم رنگارنگی شکوفه های بهارو! ** از توی 12 ماه سال به مرداد و دی علاقه خاصی دارم! ** گاهي وقتا مينويسم ، براي دل خودم، واقعا بهم آرامش ميده، بعضي موقع ها شعر هم ميگم. و معتقدام: شاعر نيم شعر ندانم كه چه باشد من مرثيه خوان دل ديوانه ي خويشم. ** حرف آخر: از گل واشده دورترين بوته خاك به تو اي دوست سلام حالت آيا خوب است؟ روزگارت آبي ست؟ همه اينجا خوبند. ني لبك ميخواند. قاصدك ميرقصد. باد هم عاشق شده است. فكر من باش كه من فكر توام! ** خدا هميشه پشت وپناهت ياعلي