تبليغاتX
قاصدک


قاصدک



سلام

این احتمالا اولین و آخرین پست تکراری قاصدک!

برای یک هم اتاقی!

که گاهی ، فــــقــــط این تک بیت حافظ رو زمزمه میکنه!

 

حافظ وصال میطلبد از ره دعا

یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

 

 

 

 

این روزها به آدم بدون حوا فکر میکنم.

یعنی این روزها به آدم بدون حوا زیاد فکر میکنم.

اصلا این روزها آدم بدون حوا شده تمام فکر و ذهنم.خواب و بیداری. واقعیت و رویا.

شاید برایت عجیب باشد که  مگر میشود آدم بدون حوا.

به این فکر میکنم که چرا حوا نداری!

اگر حوا داشتی من هم میتوانستم راحتر خودم را متقاعد کنم.

که مال من نیستی!

که مال تو نیستم!

مدتی ست که نگاهایت برام غریبه نیست.

مدتی شده که وقتی میبینمت حرفی به جز حال و احوال دارم.

یاد اولین روزها میافتم و اولین ها همیشه خیلی شیرین است. شاید زیادی شیرین!

هنوز هم خوب یادم مانده.

هنوز هم زلالی چشمانت را خوب یادم مانده است . که وقتی همان چشمان پاک همان چشمانی که با هزار شیطنتی که از دوران کودکیت برایم تعریف کرده اند به چشمانم گره میخورد اثری از کوچکترین شیطنت در چشمانت نبود.

 بگذار من اعتراف کنم.

*بگذار من اعتراف کنم که گاهی به شیطنت نگاهت کردم. گاهی با شیطنت به چشمانت زل زدم؛

 و تو اصلا در این وادی ها نبودی.

 تو چقدر  مثبت فکر میکنی درباره ی من.

من آن نبودم که تو فکر میکردی.

اصلا حواست هست. مگر میشود هر هفته یک روز مشخص اتفاقی باشد.

کجای این دنیا زندگی میکنی که انقدر خوش بین هستی.

بعضی اوقات فکر میکنم دنیای تو با دنیای من فرق دارد.

دنیای تو شیطنت ندارد

دنیای تو اشتباه ندارد

دنیای تو شاید من را هم ندارد.

اما من

اما دنیای من

شیطنت زیاد دارد.

اشتباه  تا دلت بخواهد.

و تو را زیاد!

 

 

 

 

 

نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:20 توسط زهرا|


Design By : Night Skin