تبليغاتX
قاصدک


قاصدک



سلام

 

روز های آخر فروردین این چند ساله در ذهن بچه های نت تولد عزیزی را یادآور میشود که به گمانم بیشتر از هر بچه ای روی کره ی خاکی خاطر خواه و هوادار دارد.  

تولد گل پسری که هر موقع عکس تازه ای ازش میدیدیم انقدر خوشحال میشدیم که تا چند روز مدام قربون صدقه اش میرفتیم.

خوشحالم که اولین تولدی این وب ،تولد امیر کیان نجف زاده ست.

این چند روز به خاطر دست دردی که داشتم کمتر طرفای کامپیوتر آفتابی میشدم. این عکسا رو هم دیروز با کمک خواهرم درست کردم. دوست داشتم این دست درد رو نداشتم  تا برات سنگ تموم میزاشتم. بلاخره پیری و هزار درد!

بریم سراغ تولد.

 

پسری داریم که ماه

 

از صبح تا حالا دارم  وبلاگم  رو برای گرفتن تولدت آماده میکنم.

جارو کردم ظرف ها رو شستمغذا درست کردم 

مگه  چنتا گل پسر مثل تو داریم.

کوچولوی نازنینم، دستات ظریف و کوچک

لپات مثل بادکنک، تولدت مبارک

پارسال بودی دو ساله، حالا هم شدی سه ساله

چنتا بهار رو دیدی، چقدر گلا رو چیدی

ای گل عزیزم

  تو از کجا اومدی

ازآسمون نیلگون

 یا خورشید درخشون

از ماه یا ستاره

یا ابر پاره پاره

از هیچ کدوم عزیزم

 یه روز خوب و رخشون

به لطف و خواست خدا

پا گذاشتی به دنیا

 

کوچولوی نازنین تو که  پیش همه عزیزی

به هر صورت عزیزم تولدت مبارک

فقط  هزار ماشاالله کیان بزرگ شده. عکسا رو دیدی ماشاالله یادت نره

 

نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1388ساعت 14:56 توسط زهرا| |


Design By : Night Skin